بزرگترین مرجع آموزش ، مقاله و ایجاد فرصت شغلی مدیریت پروژه در ایران

چقدر پروژه می توان تعریف کرد ؟

کسی تا بحال فکر کرده که می‌شود از تبریز به باکو، و تفلیس و مسکو و دیاربکر و آنکارا و استانبول و اربیل و تهران و گیلان قطار سریع‌السیر گذاشت یا شرکت هواپیمایی ارزان قیمت مثل رایان ایر یا ایزی جت در منطقه درست کرد؟

آخر هفته سوار قطار شد و دو ساعت دیگر در تفلیسی. ماه بعد می‌توان برای نهار به دیاربکر یا طرابزون رفت یا باکو مثلا.

یک بار در سال می‌توان به استانبول رفت و بازی بشیکتاش منچستر را در ورزشگاه جدید بشیکتاش از نزدیک دید.

و یا می‌توان دهکده‌ای سبز مثل آن‌هایی را که در سوئیس است در کوهپایه‌های سهند و سبلان و میشوو و اورین درست کرد و با تبلیغاتی که در سی‌ان ‌ن و فوکس و الجزیره می‌شود سالانه حداقل ده میلیون توریست را در آذربایجان پذیرفت.

به جای فرودگاه فعلی تبریز و اردبیل و … که دو ساعت باید مننظر باشی تا کیف صد نفر مسافر هواپیمایی ….. آتا توسط مامورین گمرگ بازرسی شود می‌توان فرودگاهی زد که سالانه پنجاه میلیون ظرفیت داشته باشد.

سیستم ویزا را برای کشورهای منطقه کلا برداشت و اختلافات را به معامله و نفع همه‌گانی تبدیل کرد.

می‌توان دانشجویان رشته اقتصاد را یک سال فرستاد کره جنوبی تا ببینند توسعه در این کشور چگونه رخ داد.

یا برای دانشگاه زنجان یا اردبیل و اورمیه اساتید مدعو از ام‌ای‌تی یا هاروارد و استفورد و کمبریج آورد تا آرام ارام بفهمیم چگونه مسئله رقابت و بهتر شدن موضوع جهان توسعه یافته است.

جشنواره انگور در مراغه، جشنواره سیب در زنوز، جشنواره آفتاب‌گردان در خوی، عسل در سرعین و زردآلو در مرند درست کرد. هم خرید و فروخت و هم شادی کرد و خندید.

یا به روستائیان آموزش داد چگونه می‌توانند پنیرشان را کیلویی پنجاه دلار بفروشند. یا مثلا چگونه می‌شود نان اسکو را بسته‌ای بیست یورو در پاریس و یا خامه سراب را با بسته‌بندی خوب لندن کیلویی صد پوند فروخت.

چقدر پروژه می توان تعریف کرد ؟

می‌توان از فرودگاهی در مغان هر روز صبح محصولات ارگانیک کشاورزی را به اروپا و کشورهای عرب همسایه صادر کرد.

می‌توان مثلا به چرم‌فروش تبریزی آموزش داد با انرژی و مواد اولیه ارزان چگونه می تواند «کفش‌فروشی منوچهر و پسران شعبه دیگری ندارد» را به هزاران شعبه در جهان تبدیل کند.

می‌توان بچه‌های ده ساله را سوار قطار کرد تا ببینند غدا و لباس و قیافه یک کرد، یا فارس، یک روس، یک گرجی و یا یک عرب و گیلکی عین ماست. آنها هم ببینند. ببینند که عین همیم و …………….. و چنان مشغول خودیم که نمیدانیم چقدر پرتیم از عالم.

می‌توان به جای اخبار جنایات ….. دایما این لیست سرانه تولید ناخالص را ورانداز کرد و راهی یافت که در طی پنجاه سال آینده یکی از این بیست کشور اول دنیا باشیم.

می‌توان به جای شرمندگی و اضطراب و استرس خنده به خانه‌ها برد.
می‌شود از صبح تا شب به حل یک مشکل نه بیشتر کردن ان فکر کرد.

می‌شود؟
نمی‌شود.

✍ سیدعلی سیدرزاقی
دانشجوی دکتری علوم سیاسی
مدرسه اقتصاد لندن

[QR size=”50×50″ link=”yes”][/QR]


دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Menu Title